اخرین روزهای تابستان
سلام دردونه خانوم آخرین روزهای تابستان را رفتیم اراک اگه یادت باشه دفعه قبل که رفته بودیم مامانی به خاطر درد کیسه صفرا که داشت مجبور شدیم زود برگردیم و ساروق نرفتیم اما این بار به بهانه عروسی عموی هانیه جون رفتیم اراک و یک روزی هم ساروق رفتیم خیلی از حیاط و انگورا و بازی با حیوانات استقبال کردی . وقتی اونجا بودیم به جرات میتونم بگم روزی 6 ساعت میخوابیدی و از دیوار راست بالا میرفتی . کلی هم کلمات جدید یاد گرفتی مثل انور که منظورت انگوره یا جوجو یا نسیم محیا دایی علی باباجون خلاصه خیلی بانمک حرف میزنی این را یادم رفت برات تعریف کن...
نویسنده :
مامان نرگس
2:38





