یک اتفاقی که یادم رفته بود .....
روز اربعین مثل پارسال نذری داشتیم
دو سال پیش در چنین روزی خدا شما را به من هدیه داد و همون موقع نذر کردم برای سلامتیت
نذری بدم و امسال هم بابایی خیلی اصرار کرد و دوباره نذر کردیم خدا کنه هرسال دست وبالم باز باشه
تا بتونم برای رضای خدا و سلامتی و عاقبت بخیریت نذری بدم.


هفته قبل از نذری هم خونه عمو عیسی رفتیم و اونجا حسابی برف بازی کردیم .




مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


یک اتفاقی که یادم رفته بود .....
