السلام علیک یا اباعبداله
اين اشکهای سر زده خواهي نخواهي است
يعني تمام شعرم اسير دو راهي است
این واژه های تب زده غرق تلاطم اند
در های و هوی تشنگی و العطش گم اند
باید ز هرم آه دلی شعله ور کنیم
با چلچراغ اشک شبی را سحر کنیم
باید دخیل دل به پر جبرئیل بست
آری به قلب معرکه باید سفر کنیم
پس از کدام حادثه باید شروع کرد
پس از کدام واقعه صرف نظر کنیم
ميدان پر از صداي کف و طبل و هلهله است
خيمه اسیر شیون و آشوب و ولوله است
آرام دیدهي تری از دست می رود
صبر و قرار مادری از دست می رود
بیتاب می شود ز تلظی اصغرش
با دیدن کبودی لب های پرپرش
محیا امسال دومین عاشورا با شما گل دختر است . تقریبا میشه گفت که من
هیچ جا نرفتم فقط یه شب به اصرار مامان جون رفتیم هییت که حسابی شیطونی کردی .
امسال میتونستی با دستای کوچیکت برای امام حسین سینه بزنی و دست بابا رو بگیری و بری از نزدیک دسته عزاداری و طبل و زنجیر زدن رو ببینی.



این روزها وقتی ماشینی از توی خیابون رد میشه و صدای مداحی از ماشینش پخش میشه تا جاییکه صدای مداحی رو بشنوی سینه میزنی.فدات بشم عزیزم.


السلام علیک یا اباعبداله
